تبليغاتX
تنها

عمری با غم عشقت نشستم
    به تو پیوستم واز خود گسستم
       ولیکن سر نوشتم این سه حرف بود
          تو را دیدم پرستبدم شکستم.........
+ نوشته شده توسط عدالت حسن زاده در پنجشنبه 1388/08/21 و ساعت 10:25 قبل از ظهر |

عشق از دوستي پرسيد: تفاوت من و تو در چيست؟

دوستي گفت : من ديگران را به سلامي با هم آشنا مي كنم تو به نگاهي.

من به دروغي ديگران را از هم جدا مي كنم تو با مرگ

+ نوشته شده توسط عدالت حسن زاده در پنجشنبه 1388/08/14 و ساعت 11:25 قبل از ظهر |

+ نوشته شده توسط عدالت حسن زاده در دوشنبه 1388/08/11 و ساعت 10:56 قبل از ظهر |

چه لطيف است حس آغازي دوباره،

و چه زيباست رسيدن دوباره به روز زيباي آغاز تنفس...

 و چه اندازه عجيب است، روز ابتداي بودن!

و چه اندازه شيرين است امروز...

 روز ميلاد...

روز تو!

 روزي كه تو آغاز شدي!

 تولدت مبارك...

 

+ نوشته شده توسط عدالت حسن زاده در شنبه 1388/07/18 و ساعت 10:2 قبل از ظهر |

من پذیرفتم شکست را ، پندهای اهل دور اندیش را ، من پذیرفتم که عشق افسانه است ، این دل درد آشنا افسانه است ، می روم از رفتن من شاد باش ، از عذاب دیدنم آزاد باش ، چون که تو تنهاتر از من می روی ، آرزو دارم که تو عاشق شوی ، آرزو دارم بفهمی درد را ، معنی برخوردهای سرد را .

نبودن هیچگاه به سختی فراموش کردن نیست .
 
مصرعی از قلب من با مصرعی از قلب تو شاه بیتی می شود در دفتر دیوان عشق .
 
غم بی تو ماندن آنچنان سنگین است که به هر آیینه ای می نگرم می شکند

رفتنت آغاز ویرانیست حرفش را نزن ، ابتدای یک پریشانی است حرفش را نزن ، دوست داری بشکنی قلب پریشان مرا ، دل شکستن کار آسانی است حرفش را نزن .
 
بخند ای عشق ای امید فردا که من خندیدنت را دوست دارم ، به باغ خاطرم هر روز و هر شب تو را تنهای تنها دوست دارم ، منم چون ماهی افتاده در شن تو را مانند دریا دوست دارم ، نگاهی کن به من ای عاشق دل تو را مانند رویا دوست دارم .
 
وقتی تنهاییم دنبال یک دوست می گردیم ، وقتی پیداش کردیم دنبال عیب هاش می گردیم ، وقتی از دستش دادیم دنبال خاطره هاش می گردیم و باز تنهاییم !
 
تو اگر می دانستی که چه زخمی دارد خنجر از دست رفیقان خوردن ، از من خسته نمی پرسیدی که چرا تنهایی ؟

+ نوشته شده توسط عدالت حسن زاده در شنبه 1388/07/18 و ساعت 9:59 قبل از ظهر |

 

زخون دل به نعشت گل فشانم

کنار جسم مجروحت بمانم

زخون حنجرت گیرم وضویی

به زخم پیکرت قرآن بخوانم

+ نوشته شده توسط عدالت حسن زاده در چهارشنبه 1388/04/10 و ساعت 6:45 بعد از ظهر |

براي عشق تمنا كن ولي خار نشو.

براي عشق قبول كن ولي غرورت را از دست نده.

براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو.

براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه.

براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن.

براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير.

براي عشق وصال كن ولي فرار نكن.

براي عشق زندگي كن ولي عاشقانه زندگي كن.       

براي عشق بمير ولي كسي رو نكش.

براي عشق خودت باش ولي خوب باش

 

چنانکه گویی زبر جدی یا گل نمک
یا پرتاب
آتشی از درون گل میخک

تو را دوست
دارم
همانند بعضی چیزهای سیاه

که باید دوست داشت
محرمانه، بین سایه و
روح

تو را دوست دارم

همانند گلی
که هرگز شکفته نشد ولی
در خود نور
پنهان گلی را دارد.

ممنون از عشق تو
شمیم راستینی از عطر

برخاسته از
زمین
که می روید در روحم سیاه


تو را دوست دارم
بدون آنکه
بدانم
چگونه،چه وقت،از کجا

دوستت دارم
سریح بودن پیچیدگی و غرور
تو را
دوست دارم
چون راه دیگری نمیدانم که در آن

"من" وجود ندارم و
تو...

چنان نزدیکی که دستهای تو
روی سینه ام،دست من است

چنان نزدیکی
که چشمهایت بهم می آیند
وقتی بخواب
میروم...

                   پابلو نرودا

+ نوشته شده توسط عدالت حسن زاده در چهارشنبه 1388/02/09 و ساعت 10:29 بعد از ظهر |

 

 

پشت پلکام عکس عشق تو رو من نقاشی کردم تا بهت بگم چقدر دوستت دارم 

 عکس عشقت از سحر تا وقت خواب همراه منه تا بهت بگم چقدر دوستت دارم


عکس عشقت وقت خوابم همش همراه منه تا بهت بگم چقدر دوستت دارم


خنده هایی که در چهره منه خنده عشق تو مهربون تا بهت بگم چقدر دوستت دارم


توی وقت تنهایی وقتی که یاد تو می افتم همه چی یادم میره تا بهت بگم چقدر دوستت دارم


                      همه عمرم و زندگیمو تقدیمت میکنم تا بهت بگم چقدر دوستت دارم

 

+ نوشته شده توسط عدالت حسن زاده در پنجشنبه 1388/02/03 و ساعت 5:44 بعد از ظهر |
نظر يادتون نره

+ نوشته شده توسط عدالت حسن زاده در چهارشنبه 1388/02/02 و ساعت 11:14 بعد از ظهر |
 

چه کنم دست خودم نیست! تو شدی تموم دنیام!

از تو می گریزم اما ! باز می بینم تو رو می خوام!

چه کنم دست خودم نیست ! دستام از تو می نویسه!

هر چی خط می زنم عشقو، باز دلم به تو حریصه!

به خدا دست خودم نیست ! از نگاهت مست مستم!

هی می خوام بگذرم از تو ، ولی باز عاشقت هستم!

من نمی خوام! دست من نیست! اما هرشب روبرومی!

زدی خیمه روخیالم !مث این شب ، نا تمومی!

نمی خوام تو رو ببینم ! شاید از یادم بری باز!

اما هر لحظه که نیستی ، می کنم گریه رو آغاز!

عاشقم ! دیوونه تو ! به خدا دست خودم نیست!

آسمون دل خسته م ، این روزا ابری ابریست!

تو شدی تموم حرفام ! رخنه کردی توی جونم!

معنی این همه عشقو ، به خدا من نمی دونم!

به خدا دست خودم نیست ! کار روزگاره انگار

که تو چشمای غریبت، می خورم به خط تکرار!

چه کنم دست خودم نیست ! شدی آواز شبونم!

اسمتو جای ترانه ، با چه بغضی من می خونم!

 

+ نوشته شده توسط عدالت حسن زاده در چهارشنبه 1388/02/02 و ساعت 11:7 بعد از ظهر |
+ نوشته شده توسط عدالت حسن زاده در دوشنبه 1387/12/05 و ساعت 1:56 بعد از ظهر |


Powered By
BLOGFA.COM


http://server3.webgozar.com/counter/xstat.aspx?t=sum1&code=1477432&rnd=12666&s=1360x768&c=1&ref=http%3A//sms4us.blogfa.com/&title=%u0627%u0633%20%u0627%u0645%20%u0627%u0633%20%u0648%20%u067E%u06CC%u0627%u0645%u06A9%20%u0647%u0627%u06CC%20%u0641%u0648%u0642%20%u0627%u0644%u0639%u0627%u062F%u0647%20-%20%u0627%u0633%20%u0627%u0645%20%u0627%u0633%20%u0647%u0627%u06CC%20%u0639%u0627%u0634%u0642%u0627%u0646%u0647%20%u0632%u06CC%u0628%u0627%20%u0648%20%u062C%u0630%u0627%u0628%20%u0648%20%u062C%u062F%u06CC%u062F%20%u0627%u0645%u0631%u0648%u0632